حيفِ لحظهِ هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيفِ غصه اي كه خوردم، چون ازت خبر نداشتم
حيفِ اون روزا كه كلي ناز چشماتو كشيدم
حيفِ شوقي كه تو گفتي داري اما من نديدم
حيفِ حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم
حيفِ رويام كه واسه تو از قشنگي اش گذشتم

حيفِ شبها كه نشستم با خيالت زير مهتاب
حيفِ وقتي كه تلف شد واسه ديدن تو، تو خواب
حيفِ با وفايي من، حيفِ عشق و اعتمادم
حيفِ اون دسته گلي كه، توي پاييز به تو دادم
حيفِ فرصت هاي نْقرُم، حيفِ عمرم و دقيقه م
حيفِ هر چي به تو گفتم، راس راسي حيفِ سليقم
حيفِ اشكايي كه ريختم واسه تو دم سپيده
حيفِ احساس طلائيم، حيفِ اين عشق و عقيده
حيفِ شاديم توي روزي كه ميگن تولدت بود
حيفِ عاشقيم كه گفتی اولش كار خودت بود
حيفِ اون همه قسم ها كه به اسم تو نخوردم
حيفِ نازي كه كشيدم چون كه طاقت نياوردم
حيفِ اون كسي كه دائم عاشقم بود توي رويا
حيف كه تو از راه رسيدي اونو دادمش به دريا
حيفِ قلبم كه يه روزي دادمش دستت امانت
حيفِ اعتماد اون روز، حيفِ واژه ي خيانت
حيفِ اون همه دعاهام، واسه ي تو شب يلدا
حيفِ اون چيزي كه گم شد، ديگه ام نميشه پيدا
حيفِ اون شبي كه گفتم پيش تو كُمِه ستاره
حيفِ اون حرفا كه گفتی، گفتم اشكالی نداره
نوشته شده توسط سونا در شنبه بیست و نهم بهمن 1384 ساعت 1:8 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دلم گرفته آسمون، نمی تونم گریه کنم
شکنجه می شم از خودم، نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها، رو سینه من اومده
آخ داره باورم می شه، خنده به مانیومده
دلم گرفته آسمون، از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی، یه عمر که دربه درم
فهرست اصلی
نویسندگان
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY